كليفورد ادموند باسورث ( مترجم : فريدون بدره اى )
122
سلسله هاى اسلامى جديد : راهنماى گاهشمارى و تبارشناسى ( فارسى )
( * * ) 1204 / 1790 يزيد بن محمد سوم ( * * ) ( 1205 - 1209 / 1790 - 1794 حسين در مراكش ) ( * * ) 1206 / 1792 هشام بن محمد سوم ( * * ) 1207 / 1793 سليمان بن محمد سوم ( * * ) 1238 / 1822 عبد الرحمن بن هشام ( * * ) 1276 / 1859 محمد چهارم بن عبد الرحمن ( * * ) 1290 / 1873 حسن اول ابن محمد چهارم ، ابو على ( * * ) 1311 / 1894 عبد العزيز بن حسن اول ، در 1326 / 1908 كنارهگيرى كرد ( * * ) 1325 / 1907 ( عبد ) الحفيظ بن حسن اول ( * * ) 1330 / 1912 يوسف بن حسن اول ( * * ) 1346 / 1927 محمد پنجم ابن يوسف ، دور اول حكمرانى ( * * ) 1372 / 1953 محمد بن عرفه ( * * ) 1375 / 1955 محمد پنجم ابن يوسف ، دور دوم حكمرانى ( * * ) 1380 - / 1961 - حسن دوم ابن محمد پنجم چون دو مخزن شرفاى سعديه كه مبنايشان مراكش و فاس بود در نيمههاى قرن يازدهم / هفدهم فروپاشيد ، مراكش بر اثر نزاعهاى داخلى كه اغلب مبناى شديد دينى و مجاهدى داشتند ، دستخوش تفرقه گرديد . اين شرفاى علوى يا فلالى كه مانند سعدىها تبار حسنى داشتند ، موفق شدند از مركز و پايگاه اصلى خود تافيلالت ( تافلالت ) ، درهء وادى زيز ، در جنوبشرقى مراكش نظم را برقرار كنند ( فلالى نسبت به تافيلالت است ) . مولاى رشيد نخستين فرد از اين خاندان بود كه عنوان سلطان بر خود نهاد . وى روشى مسالمتآميز در پيش گرفت و كوشيد تا اقتدار مركزى را به سراسر مراكش بازگرداند ، اما اين كار به صورت فزايندهاى طولانى شد ، زيرا گرايشهاى محلى و هرجومرج چنان عميق و شديد بود كه مرمت امور به آسانى ميسر نمىشد . حتى شخص نيرومندى چون مولاى اسماعيل به بيهودگى كوشيد تا مسأله را با گردآورى يك سپاه ثابت از بردگان سياه ، عبيد البخارى ( در زبان متداول بواخر ) كه از اعقاب غلامان سياهى بودند كه شرفاى سعديه وارد كرده بودند ، علاوه بر سپاه عرب محافظ سلطان ، يعنى گيش ( در عربى